تبليغاتX
..:دل نوشته:..

..:دل نوشته:..











+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم تیر 1390ساعت 18:28  توسط ye tanha  | 

بوسه

 

بوسه یعنی لذت دلدادگی / لذت از شب لذت از دیوانگی

بوسه آغازی برای ما شدن  / لحظه ای با دلبری تنها شدن

بوسه آتش می زند بر جسم و جان /  بوسه یعنی عشق من با من بمان . . .

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1390ساعت 17:35  توسط ye tanha  | 

عشق یعنی

عشق یعنی خاطرات بی غبار

دفتری از شعر و از عطر بهار

عشق یعنی یک تمنا یک نیاز

زمزمه از عاشقی با سوز و ساز

عشق یعنی چشم خیس مست او

زیر باران دست تو در دست او

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1390ساعت 0:59  توسط ye tanha  | 

دنیای این روزای من

دنیای این روزای من هم قد تن پوشم شده

اینقدر دورم ز تو که دنیا فراموشم شده

دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده

تنها مدارا می کنیم دنیا عجب جایی شده

هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن میکنم

آینده ی این خونه رو با شمع روشن میکنم

هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن میکنم



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1390ساعت 20:1  توسط ye tanha  | 

ادم مهربان

بعضی از آدم ها انقدر نگاهشان

چشم هایشان و دست هایشان


مهربان است ..كه دلت میخواهد

یكبار در حقشان بدی كنی و نامهربانی

و ببینی نگاهشان،چشم هایشان،دست هایشان

وقتی نامهربان میشود چگونه است

در نهایت حیرت تو

میبنی

مهربان تر میشوند انگار

بدیت را با خوبی

نامهربانی ات را با مهربانی

پاسخ میدهند

چقدر دلم تنگ است برای دیدن چنین ادم مهربانی


+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1390ساعت 19:57  توسط ye tanha  | 

من نه

من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهي که بلغزد بر من 

 من هستم و يک حس غريب که به صد عشق و هوس مي ارزد 

 من نه عاشقم و نه دلداده به گيسوي بلند و نه آلوده به افکار پليد

من به دنبال نگاهي هستم که مرا از پس ديوانگي ميفهمد

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1390ساعت 19:44  توسط ye tanha  | 

دست از سر....

دست از سر ما بردار ، کنار تو نمی مونم

یه روز می گفتم عاشقم ، اما دیگه نمی تونم

تقصیر هیچکس دیگه نیست ، قصه ی ما تموم شده

حیف همه خاطره ها ، به پای کی حروم شده

دروغ می گفتی که ، برم از بی کسی دق می کنی

اشکاتو باور ندارم ، بی خودی هق هق می کنی

یادم می افته لحظه ای که دست تو رو شد برام

قسم می خوردی پیش من که جز تو عشقی نمی خوام

دست خودم نیست که دیگه هیچکسی باور ندارم

این چیزا تقصیر توه تلافیشو در می یارم

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم مهر 1390ساعت 3:3  توسط ye tanha  | 

دل سنگی

اشکایی که بی هوا رو گونه هام می ریزه

قلبی که از همه ی خاطرهات لبریزه

دلی که می خواد بمونه تنی که باید بره

حرفی که تو دلمه اما ندونی بهتره

بی خیاله حرفایی که تو دلم جا مونده

بی خیاله قلبی که این همه تنها مونده...

آخه دنیای تو دنیای دلای سنگیه

واسه تو فرقی نداره دل من چه رنگیه...

مثل تنهایی می مونه با تو همسفر شدن

توی شهر عاشقی بی خودی در به در شدن

حال و روزم و ببنین تا که نگی تنها رفت

اهل عشق و عاشقی نبود و بی پروا رفت....

بی خیال حرفایی که تو دلم جا مونده

بی خیاله قلبی که این همه تنها مونده...

آخه دنیای تو دنیای دلای سنگیه

واسه تو فرقی نداره دل من چه رنگیه...
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390ساعت 2:49  توسط ye tanha  | 

اگه...

اگه قلبمو شکستی به فدای یک نگاهت
این منم چون گل یاس نشستم سر راهت
تو ببین غبار غم رو که نشسته بر نگاهم
اگه من نمردم از عشق تو بدون که روسیاهم
اگه عاشقی یه درده چه کسی این درد ندیده
تو بگو کدام عاشق رنج دوری ندیده
اگه عاشقی گناهه ما همه غرق گناهیم
میون این همه آدم یه غریب و بی پناهیم
 تو ببین به جرمه عشقت پره پروازمو بستند
 تو ندیدی منه مغرور چه بی صدا شکستم
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390ساعت 2:43  توسط ye tanha  | 

خیانت

من به یادت بودم
اما تو بی احساس
به منو احساسم
تو خيانت کردی باز
یادم از یادت رفت
بی صدا قلبم مرد
من شدم تنها تر
خاطراتت رو غم برد
بی هوس عاشق بود
این دل بیچارم
از هوس تو رفتی
من هنوز بیمارم
بی خداحافظ بود
رفتنت از پیشم
دور میشیو من
بی صداتر میشم
به تو مدیونم من
عشقو یادم دادی
عاشقت بودم من
تو به بادم دادی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390ساعت 1:33  توسط ye tanha  | 

گلکم

اين روزا اي گلکم
خيلي بهونه گير شدي


نکنه مي خواي بگي
از من ديگه  تو سير شدي

تو خودت خوب مي دوني
که من چقدر دوستت دارم


اگه تنهام بزاري به خدا کم ميارم
تو مثل نور اميدي  توي زندگي من


که اگه بري ميميره بعد تو اين روح و تن
مگه تو قول ندادي هميشه  با من بموني


پس چرا من رو زمين و تو روي آسموني
گلکم دارو ندار من توئي


تو خودت اينو که بهتر مي دوني
اما از وقتي که اينو فهميدي


پر کشيده از نگات مهربوني

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم شهریور 1390ساعت 2:53  توسط ye tanha  | 

اگه بگم

اگه بگم که قول مي دم تا هميشه باهات باشم
اگه بگم که حاضرم فداي اون چشات بشم
اگه بگم توآسمون عشق من فقط تويي
اگه بگم بهونه ي هر نفسم تنها تويي
اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت مي کنم
اگه بگم زندگيمو بذر بهارت مي کنم
اگه بگم ماه مني هر نفس راه مني
اگه بگم بال مني لحظه ي پرواز مني
ميشي برام خاطره ي قشنگ لحظه ي وصال
ميشي برام باغبون ميوه هاي تشنه وکال
ميشي برام ماه شباي بي سحر
ميشي برام ستاره ي راه سفر
 ولي بدون هرجا باشي يا نباشي مال مني
بدون اگه براي من هم نباشي عشق مني
براي سعادت شبا شعرامو من داد مي زنم
براي خوشبختي تو خدا رو فرياد مي زنم
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم شهریور 1390ساعت 2:48  توسط ye tanha  | 

وقتی کسی رو ...

وقتی کسی رو دوست داري. حاضری جون فداش کنی 
 حاضری دنيا رو بدی فقط يک بار نگاهش کنی.

به خاطرش داد بزنی.به خاطرش دروغ بگی
رو همه چيز خط بکشی حتی رو برگ زندگی.

وقتی کسی تو قلبته حاضری دنيا بد باشه
فقط اونی که عشقته عاشقی رو بلد باشه.

قيد تموم دنيا رو به خاطر اون ميزنی
خيلی چيزا رو می شکنی تا دل اون رو نشکنی.

حاضری که بگزری از دوستای امروز و قديم
اما صداشو بشنوی شب از ميون دو تا سيم.

حاضری قلب تو باشه پيش اون گرو
فقط خدا نکرده اون يک وقت بهت نگه برو.

حاضری هر چی دوست نداشت به خاطرش رها کنی
حسابتو حسابی از مردم شهر جدا کنی.

حاضری هر جا که بری به خاطرش گريه کنی
بگی که محتاجشی و به شونه هاش تکيه کنی.

وقتی کسی تو قلبته يک چيز قيمتی داری
ديگه به چشمت نمياد اگر که ثروتی داری .

حاضری هر چی بشنوی حتی اگر سرزنشه
به خاطر اون کسی که خيلی برات با ارزشه.

حاضری هر کی جز اونو ساده فراموش کنی
پشت سرت هر چی ميگن چيزی نگی گوش کنی.

حاضری که بگذری از مقررات و دين و درس
وقتی کسی رو دوست داری معنی نميده ديگه ترس
 
 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم شهریور 1390ساعت 2:52  توسط ye tanha  | 

تـن تـو آهـنگی است

و تـن من کلمه ای است

که در آن می نـشیند

تا نـغمه ای در وجود آیـد

سروده ی که تـداوم را می تـپد

در نگاهت همه ی مهـربـانی هاست:

قـاصدی که زنـدگی را خبر می دهد.

و در سکـوتـت همه صداها

فـریـادی که بـودن را

تـجربـه می کـند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم شهریور 1390ساعت 2:45  توسط ye tanha  | 

وحشت از ...

 وحشت از عشق که نه ، ترسم از فاصله هاست

وحشت از غصه که نه ، ترسم از خاتمه هاست

ترس بیهوده ندارم ، صحبت از خاطره هاست

صحبت از کشتن ناخواسته عاطفه هاست

کوله باری پر از هیچ ، که بر شانه ماست

گله از دست کسی نیست ، مقصر دل دیوانه ماست . . .


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390ساعت 16:17  توسط ye tanha  | 

قانون

قانون توتنهایی من است و تنهایی من قانون عشق

عشق ارمغان دلدادگیست و این سرنوشت سادگیست.

چه قانون عجیبی! چه ارمغان نجیبی و چه سرنوشت تلخ و غریبی

که هر بار ستاره های زندگیت را با دستهای خود راهی آسمان پر ستاره کنی 

و خود در تنهایی و سکوت با چشمهای خیس از غرور  پیوند ستاره ها را به نظاره نشینی

و خاموش و بی صدا به شادی ستاره های از تو گشته جدا دل خوش کنی

و باز هم تو بمانی و تنهایی و دوری

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390ساعت 15:55  توسط ye tanha  | 

من همونم

من همونم که همیشه غم و غصم بی شماره

اونی که تنهاترینه حتی سایه ام نداره

این منم که خوبیاشو کسی هرگز نشناخته

اونکه در راه رفاقت همه هستیشو باخته

هر رفیقه راهی با من دو سه روزی همسفر بود

انتهای هر رفاقت واسه من چه زود گذر بود

هر کی با زمزمه عشق،دو سه روزی عاشقم شد

عشق اون باعث زجره همه دقایقم شد

اونکه عاشق بود و عمری از جدا شدن میترسید

همه هراس و ترسش به دروغش نمی ارزید

چه اثر از این صداقت چه ثمر از این نجابت

وقتی قد سر سوزن به وفا نکردیم عادت

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم شهریور 1390ساعت 1:33  توسط ye tanha  | 

اولین کسی که عاشقش میشی دلتو میشکونه و میره .

دومین کسی رو که میای دوست داشته باشی و از تجربه قبلی استفاده کنی دلتو بدتر میشکنه و میزاره میره .

بعدش دیگه هیچ چیز واست مهم نیست و از این به بعد میشی اون آدمی که هیچ وقت نبودی .

دیگه دوست دارم واست رنگی نداره ..

 و اگه یه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو میشکونی که انتقام خودتو ازش بگیری و اون میره با یکی دیگه ……

اینطوریه که دل همه آدما میشکنه

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم شهریور 1390ساعت 14:52  توسط ye tanha  | 

نمی نویسم ..... چون می دانم هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی حرف نمی زنم ..... چون می دانم هیچ گاه حرف هایم را نمی فهمی نگاهت نمی کنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمی بینی صدایت نمی زنم ..... زیرا اشک های من برای تو بی فایده است فقط می خندم ...... چون تو در هر صورت می گویی من دیوانه ام
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم شهریور 1390ساعت 14:43  توسط ye tanha  | 

من

من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من 

 من هستم و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزد 

 من نه عاشقم و نه دلداده به گیسوی بلند و نه آلوده به افکار پلید 

 من به دنبال نگاهی هستم که مرا از پس دیوانگی میفهمد  

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم شهریور 1390ساعت 22:58  توسط ye tanha  | 

چه زود میگذرد لحظه هایمان باهم 

 دقیقه های خوش و آشناییمان باهم 

 تو رفتی و من این را به چشم خود دیدم 

 میان فاصله ی ردپایمان باهم 

 تمام فکر مرا این سوال پر میکند که آیا

 فرق میکند خدایمان باهم ؟ 

 قبول کن پس از آن روز و آخرین دیدار 

 کمی عوض شده حال و هوایمان باهم 

 برای اینکه بفهمی چه میکشم ای کاش 

 عوض شود دو سه ثانیه جایمان باهم .

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم شهریور 1390ساعت 22:50  توسط ye tanha  | 

دو تا ماهی

 

           ما دو تا ماهی بودیم

توی دریای کبود

خالی از اشکای شور

از غم بود و نبود

پولکامون رنگارنگ

روزامون خوب و قشنگ

آسمونمون یکی

خونمون یه قله سنگ

خندمون موجارو تا ابرا می برد

وقتی دلگیر بودم اون غصه می خورد

تورای ماهی گیرا پر نمی شد

عاشقی تو دریا تنها نمی شد

خوابامون مثل صدف

پر مروارید نور

خود شدیم قصه ی ما

توی دریاهای دور

همیشه تک می زدیم

به حبابای درشت

تا که مرغ ماهی خوار

اومد و جفتمو کشت

دلش آتیش بگیره

دل اون خونه خراب

دیگه نوبت منه

سایش افتاده رو آب

بعد ما نوبت جفتای دیگس

روز مرگ زشت دلهای دیگس

ای خدا کاری بکن یادش نره

که یه ماهی این پایین منتظره

نمی خوام تنها باشم

ماهی دریا باشم

دوست دارم که بعد از این

توی قصه ها باشم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم شهریور 1390ساعت 22:12  توسط ye tanha  | 

خیلی وقته دیگه بارون نزده

خیلی وقته دیگه بارون نزده
رنگ عشق به این خیابون نزده


         خیلی وقته ابری پر پر نشده
          دل آسمون سبک تر نشده


                 مه سرد رو تن پنجره ها
                 مثله بغضه توی سینه ی منه


                      ابر چشمام پر اشکه ای خدا
                      وقتشه دوباره بارون بزنه


                          خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده
                           قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده


                                  بعد تو هیچ چیزی دوست داشتنی نیست
                                   کوه غصه از دلم رفتنی نیست


                                             حرف عشق تو رو من با کی بگم
                                             همه حرفا که آخه گفتنی نیست


 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 2:13  توسط ye tanha  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 2:12  توسط ye tanha  | 

من از تو دل نمي برم اگر چه از تو دلخورم


اگرچه گفته ای ترا به خاطرات بسپرم


هنوز هم خيال کن کنار تو نشسته ام


مني که در جوانی ام به خاطرت شکسته ام

تو در سراب آينه شبانه خنده مي کنی


من شکست داده را خودت برنده مي کنی

نيامدی و سالها نظر به جاده دوختم


بيا ببين که بی تو من چه عاشقانه سوختم

رفيق روزهای خوب رفيق خوب روزها


هميشه ماندگار من هميشه در هنوزها

صدا بزن مرا شبی به غربتی که ساختی


به لحظه ای که عشق را بدون من شناختی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم شهریور 1390ساعت 6:47  توسط ye tanha  | 

زندگی...

زندگی با همه‌ی وسعت خویش

محفل ساکت غم خوردن نیست

حاصلش تن به جزا دادن و افسوردن نیست

زندگی خوردن و خوابیدن نیست

زندگی جنبش  جاری شدن است

از تماشاگاهه آغاز حیات تا به جای که خدا میداند
 
 
 
سهراب سپهری
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم شهریور 1390ساعت 6:43  توسط ye tanha  | 

روزه میگذرد

روزها میگذرد  

ومن از پنجره بیداری 

کوچه یاد تو را می نگرم 

و چنان آرامم که کسی فکر نکرد 

زیر خاکستر آرامش من 

چه هیاهویی هست 

عاشقی هم دردیست 

و من از لحظه دیدار تو دانستم 

که شبی بدین درد خواهم مرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم شهریور 1390ساعت 18:23  توسط ye tanha  | 

می دانم...

می دانم روزی با تن خسته وخیس سوار بر قطرات درشت باران

بر ناودانهای چشمم فرود می ایی در میان انبوه مژگانم میزبان

خواهم بود و در آن لحظه چشمانم را برای همیشه می بندم

تا دیگر دوریت را حس نکنم.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم شهریور 1390ساعت 1:22  توسط ye tanha  | 

رویای با تو بودن

رویای با تو بودن را نمی توان نوشت نمی توان گفت و حتی نمیتوان سرود
با تو بودن قصه شیرینی است به وسعت تلخی تنهایی
و داشتن تو فانوسی به روشنایی هر چه تاریکی در نداشتن
و من همچون غربت زدای در اغوش بی کران دریای بی کسی
به انتظار ساحل نگاهت می نشینم و می مانم تا ابد
وتا وقتی که شبنم زلال احساست زنگار غم را از وجودم بشوید
بانوی دریای من...
کاش قلب وسعت می گرفت شمع با پروانه الفت می گرفت
کاش توی جاده های زندگی خنده هم از گریه سبقت می گرفت

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم تیر 1390ساعت 13:56  توسط ye tanha  | 

هنوز عاشقم

هنوز عاشقم با اينکه عشق برام يه کابوسه . . .

هنوز عاشقم با وجود اينکه عشق برام يه شکنجه است . . .

عاشق موندم چون با خودم قسم خورده ام که عاشق بمونم . . .

با اينکه عشق يه بازيه من اين بازي رو دوست دارم . . .

چون هم بازيه من تا اخرش مي مونه و منو دوست داره . . .

با اينکه عشق زود گذره ولي من گذر اين لحظه ها رو دوست دارم

چون مي دونم زندگي و عمر زود تر از عشق به پايان مي رسه. . .

صادق باش اي عشق جاودان . . . لايق باش . . .

لايق اين دل پر از درد من باش مي دونم که تو لايقي . . .

مي دونم که صداقت دل تو اونقدر هست که دل پر از فروغ

منو شرمنده پاکي کنه . . . بمون با من . . . بمون چون دوستت دارم

بيشتر از اوني که فکر کني . . . يا تو قصه ها بخوني . . .

بايد به حرف اونايي که مي گن عشق براشون بي معناست

بي توجه بود . . . عشق تو اين دور و زمونه نيست ولي من

بهش اعتقاد دارم بزار فکر کنن ديوونه ام

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم تیر 1390ساعت 1:16  توسط ye tanha  |